نمیخواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت
ولی بسیار مشتاقم...
که از خاک گلویم سوتکی سازد
گلویم سوتکی باشد به دست کودکی گستاخ و بازیگوش
و او یکریز و پی در پی...
دم گرم خودش را بر گلویم سخت بفشارد
و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد
بدین سان بشکند در من
سکوت مرگبارم را...
برچسب: نویسنده: پارسا حسینی تاريخ: دوشنبه 15 آبان 1396 ساعت: 15:38
برچسب: نویسنده: پارسا حسینی تاريخ: دوشنبه 15 آبان 1396 ساعت: 15:38
برچسب: نویسنده: پارسا حسینی تاريخ: دوشنبه 1 آبان 1396 ساعت: 6:08
آدمک مرگ همینجاست بخند
دست خطی که تورا عاشق کرد
شوخی کاغذی ماست بخند
آدمک خل نشوی گریه کنی
کل دنیا سراب است بخند
آن خدایی که بزرگش خواندی
به خدا مثل تو تنهاست بخند
برچسب: نویسنده: پارسا حسینی تاريخ: دوشنبه 1 آبان 1396 ساعت: 6:08